غلام نبی عشقری » غزليات  
 
شماره عنوان دفعات بازديد  
۱ شکر بی اندازه گويم کردگار خويش را ۹۶۲
۲ چشم مستت گر ببيند چهرۀ زرد مرا ۱۰۱۲
۳ عمری خيال بستم يار آشنائيت را ۹۳۵
۴ تابکی گردم از آن دلبر خودکام جدا ۷۸۷
۵ بی گفتگو به کلبه ام ای آشنا بيا ۹۲۲
۶ من نمی گويم چنين کن يا چنان کار مرا ۷۷۹
۷ بی نکورويی گلستان خوش نمی آيد مرا ۶۲۲
۸ از چه خار از من خوری ای جامه خارايی بيا ۵۴۷
۹ چشم مستت به عين جنگ مرا ۵۸۵
۱۰ تا تار کاکلت دارد به عاشق تارها ۵۰۸
۱۱ به تار عاشقی بندم خدايا ۷۳۰
۱۲ از چه آهوان تست نشهٔ رميدنها ۴۸۳
۱۳ اين بود خواهش يگانهٔ ما ۵۴۴
۱۴ نازم ای سرو سهی قامت رعنای ترا ۵۶۹
۱۵ ديده ام ديد و دل کشيد ترا ۵۶۳
۱۶ کو شراب کهنی تا برد از هوش مرا؟ ۵۹۰
۱۷ کباب کردی و بريان نمودی جان مرا ۵۲۶
۱۸ ز خامی عشق ناميدم هوس را ۵۵۸
۱۹ صرف کردم عمر خود را در غزلسراييها ۵۰۳
۲۰ مرا با خاطر رويت ببخشا ۶۳۰
۲۱ در دبستان بهر تحصيليم ما ۴۹۱
۲۲ ای ز خيال عارضت تار نظر به پيچ و تاب ۴۸۴
۲۳ گشته از فيض کدامين رو منور ماهتاب ۴۴۶
۲۴ گر شود زاهد دچار ساز پرجوش رباب ۴۸۰
۲۵ تنها نگفته ام رخ زيبا گل گلاب ۵۹۱
 
صفحه قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ صفحه بعدی
Web Hosting by: Brinkster