احمد ظاهر » حرف الف » اولين عشقم تو بودی، آخرين عشقم تو بودی
 
 
اولين عشقم تو بودی، آخرين عشقم تو بودی
رفتی از من دل گرفتی، با گپ مردم نمودی
درد و اندوهم فزودی، در سکوت نيمه شب ها
با خودم تنها نشستم، نغمه مرگم سرودم
کاش هرگز من نبودم، کاش هرگز من نبودم
خود بگو با من چه هستی؟ سرکش و مغرور و مستی
عشق يعنی نيمه مردن، رشته ی هستی بريدن
کاش هرگز من نبودم ، کاش هرگز من نبودم
آه ای عشق باز کجايی؟ از جهان غصه هايی
با دل افسردۀ من، سالها شد آشنايی
کاش هرگز من نبودم ، کاش هرگز من نبودم
 
Web Hosting by: Brinkster