|
اولين عشقم تو بودی، آخرين عشقم تو بودی
رفتی از من دل گرفتی، با گپ مردم نمودی
درد و اندوهم فزودی، در سکوت نيمه شب ها
با خودم تنها نشستم، نغمه مرگم سرودم
کاش هرگز من نبودم، کاش هرگز من نبودم
خود بگو با من چه هستی؟ سرکش و مغرور و مستی
عشق يعنی نيمه مردن، رشته ی هستی بريدن
کاش هرگز من نبودم ، کاش هرگز من نبودم
آه ای عشق باز کجايی؟ از جهان غصه هايی
با دل افسردۀ من، سالها شد آشنايی
کاش هرگز من نبودم ، کاش هرگز من نبودم |